X
تبلیغات
روزانه های دختر بابا - جشن تکلیف

روزانه های دختر بابا

روزانه های سارا

جشن تکلیف

چند وقت پیش خانم معلم ما گفت : بچه ها قراره برای شما جشن تکلیف بگیریم . هر کس چادر می خواهد ۲۵۰۰۰تومان بیاورد و هر کس می خواهد برای کیک و خوراکی ۸۰۰۰تومان بیاورد .

من ۲۵۰۰۰تومان بردم و ۵ روز بعد چادر ها را به ما دادند و باد چادر های یاسی ونباتی مان از ما عکس گرفتند گذشت تا روز سه شنبه که خانم معلم خبر داد چهارم اسفند جشن تکلیف برگزار میشود.

من شبچادر نماز و دفتر مشق و جامدادی را داخل کیف چادر نمازم گذاشتم  و خوابیدم که صبح زود بیدار بشوم .صبح به مدرسه رفتم خانم گفت : ساعت ۹به نماز خانه میرویم تا جشن را بگیریم .ساعت هشت ونیم چادر هایمان را سر کردیم و در حالیکه چادر ها را به سر کرده بودیم نیم ساعت با هم حرف زدیم .

خانممان گفت : صف ببندید و ما صف بستیم و به نماز خانه رفتیم اول کلاس ۱/۳امد و نیایششان را خواندند و گروه سرودشان هم سرود خواندند و بعد هم دکلمه خواندند .بعد یک دختر بنام ایدا امد و ویولن زد و اهنگ نازنین مریم را بسیار زیاد زد .

بعد نوبت به کلاس ۲/۳رسید انها اول دکلمه خواندند و بعد سرود وبعد نیایششان را خواندند.بعد هم نوبت به کلاس ۳/۳که کلاس ما بود رسید اول گروه سرود که من هم جزشان بودم سرود خواندند بعد دکلمه و در اخر هم نیایش .خانم مدیر ما هم گفت : دختر هایم شما به سن تکلیف رسیده اید . باید نماز هایتان را بخوانید بعد هم عکس های مان را که قبل از مراسم گرفته بودند به ما داد ند  عکس ها قاتی پاتی بود  بعد عکس گزوهی گرفتیم و با موز وکیک و شیر کاکائو و شکلات از ما پذیرایی کردنند . بعد هر هکسی کفش هایش را پایش میکرد و به کلاس می رفت .

این بود مراسم جشن تکلیف ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 21:56  توسط سارا  |