بازهم افطاری و تولد
بعد از شهریار بلافاصله به مهمانی خونه اعظم خانم دختر دایی مامان دعوت شدیم . عمو مهدی خاله های مامان و با جناق های دایی علی و دایی قاسم و عمو صالحی و ننه جون و عزیز و بابا جون و خاله سمی هم بودند . بعدا ز یک عالمه بازی با حسین پاندا و منیر و فرحان موقع افطار شد بعد از افطار هم شام خوردیم . استی تولد خاله عزززززززززززززززززیززززززززززم مامان پاندا هم بود که بهش تبریک گفتم و اینجا دوباره بوووووووسش می کنم .
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:6 توسط سارا
|