بعد از شهریار بلافاصله به مهمانی خونه اعظم خانم دختر دایی مامان دعوت شدیم . عمو مهدی خاله های مامان و با جناق های دایی علی  و دایی قاسم و عمو صالحی  و ننه جون و عزیز و بابا جون و خاله سمی  هم بودند . بعدا ز یک عالمه بازی با حسین پاندا و منیر و فرحان  موقع افطار شد بعد از افطار هم شام خوردیم . استی تولد خاله عزززززززززززززززززیززززززززززم مامان پاندا هم بود که بهش تبریک گفتم و اینجا دوباره بوووووووسش می کنم .