بی ماشینی
این روز ها مدرسه رفتن ما خیلی بی نظم شده است . چون ماشین نداریم . خدارا شکر باباجون اینا دو سه ماشین دارند و یا یکیشو به ما میدن یا خودشون میان دنبالمون . اما خب ماشین خودمون بهتر بود
خانم مدیر و معلمام هایم هم وضعیت مارا درک می کنند . چون اقای پدر عضو انجمن مدرسه ام بوده همش سراغشو از من می گیرند تلفن هم که اقای پدر نداره تا بهش زنگ بزنند اقای پدر هم تلفن همه ی دوساش رو گم کرده چون تو تصادف موبالیش رو بردند .
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 23:35 توسط سارا
|