صبح به مدرسه رفتم . بعد با مامان به خونه امدم . ظهر من ومامان به استخر رفتیم .  امروز مامان از دختر های ورزشکار رکورد گرفت تا تیم منطقه را برای استان اماده کند . ومامان دانش اموزان هم برای تماشای رکورد گیری بچه هایشان امدند . من و یکی از دوستام شیرجه میزدیم تو عمیق و می اومدیم تو کم عمق .

یک خانم هم از کنار بوفه یک میز اجاره کرده بود و مایو وتل و...خیلی چیز های دیگررا برای فروش تبلیغ می کرد . شب خیلی زود خوابیدم