غروب من وپدر بزرگ و مادر بزرگ و مادر و بابایی به بازار ستارخان رفتیم . خیلی شلوغ بود و پلیس با زور خیبان ستار خان را باز کرد تا ماشین هم بتواند وارد خیابان شود . مادرم برای من یک تی شرت خرید و برای خودش هم خرید کرد . من دست پدر بزرگم را گرفته بودم و با داخل یم مجتمع شدم بعد من پدر و مادرم ا گم کردم و بعد ان ها را پیدا کردم . مادر بزرگم چند شاخه گل بزرگ خید که من به ان ها شاخک گفتم بعد مادر بزرگم که جلو می رفت گم شد من به پدر بزرگم گفتم : شاخک ها را نگاه کنی پیدا می شود و او زد زیر خنده .

ما به ماشین بر گشتیم اما اقای پدر و مادر خانمی با ناز کلی دیر امدند . درخیابان کاشانی ما دو سبزه به شکل خر گوش خریدیم راستی ما ماهی قرمز را از هایپر استار خریدیم دونه ای ۱۰۰۰تومن اما در ستارخان ماهی ۵عدد ۱۰۰۰تومان بود .

وقتی به خانه امدیم قرار گذاشتیم تا ساعت تحویل سال بیدار باشیم  . ما طی ده سال گذشته دومین بار بود که در خانه می ماندیم بخاطر همین هم خیلی دلم می خواست تا زود سال تحویل شود . بعد من وبابایم لباس ها نو پوشیدیم و من اهنگ کردی گذاشتم و کلی رقصیدیم بعد سفره هفت سین را چیدیم و قرار شد هر کس یک طرح بچیند و رای گیری کنیم . طرح من و بعد بابا بهتر بود و من وبابا با هم سفره هفت سین را چیدیم  جالب این که ما ایینه و شمع سر سفره نگذاشتیم .

بیست دقیقه مانده به سال تحویل من گفتم دراز بکشیم و همه دارز کشیدیم  و خوابمان گرفت لحظه سال تحویل مامان از خواب پرید و گفت زود باشید اما دیگه بی فایده بود چون بابا بیدار نشد .من از دست بابا ناراحت شدم و گریه کردم . بابابیدار شد و از سال تحویل برای من حرف زد بعد هم همدیگه را بوسیدیم و دعا کردیم و خوابیدیم .

صبح به خانه بابا جون رفتیم و تا ساعت ۴ ان جا بودیم نا هار خوردیم و حسین پاندا پسر خاله ام هم امد بعد ما خداحافظی کردیم و به پارک کو هسار رفتیم و عکس گرفتیم بعد به خونه ی ننه جون مادر پدر بزرگم رفتیم ان جا خیلی خوب وشلوغ بود و عمو مهدی وزنش از همه پذیرایی می کردند . عمو مهدی باباجون عمو عباس و عزیز و بابا به من عیدی دادند . بعد خدا حافظی کردیم و به خانه دایی احمد دایی عزیز رفتیم و ان جا هم کلی پذیرایی کردند و عیدی گرفتم شب به خانه امدیم و ماهی پلو خوردیم و عزیز وبابا جون و دایی احمد داداش مامان مهمان ما بودند بابا جون خسته بود زودتر رفت اما عزیز تا ساعت یکی و نیم ماند .

بعد از رفتن عزیز ما هم خوابیدیم