عید انه 1
ما به ماشین بر گشتیم اما اقای پدر و مادر خانمی با ناز کلی دیر امدند . درخیابان کاشانی ما دو سبزه به شکل خر گوش خریدیم راستی ما ماهی قرمز را از هایپر استار خریدیم دونه ای ۱۰۰۰تومن اما در ستارخان ماهی ۵عدد ۱۰۰۰تومان بود .
وقتی به خانه امدیم قرار گذاشتیم تا ساعت تحویل سال بیدار باشیم . ما طی ده سال گذشته دومین بار بود که در خانه می ماندیم بخاطر همین هم خیلی دلم می خواست تا زود سال تحویل شود . بعد من وبابایم لباس ها نو پوشیدیم و من اهنگ کردی گذاشتم و کلی رقصیدیم بعد سفره هفت سین را چیدیم و قرار شد هر کس یک طرح بچیند و رای گیری کنیم . طرح من و بعد بابا بهتر بود و من وبابا با هم سفره هفت سین را چیدیم جالب این که ما ایینه و شمع سر سفره نگذاشتیم .
بیست دقیقه مانده به سال تحویل من گفتم دراز بکشیم و همه دارز کشیدیم و خوابمان گرفت لحظه سال تحویل مامان از خواب پرید و گفت زود باشید اما دیگه بی فایده بود چون بابا بیدار نشد .من از دست بابا ناراحت شدم و گریه کردم . بابابیدار شد و از سال تحویل برای من حرف زد بعد هم همدیگه را بوسیدیم و دعا کردیم و خوابیدیم .
صبح به خانه بابا جون رفتیم و تا ساعت ۴ ان جا بودیم نا هار خوردیم و حسین پاندا پسر خاله ام هم امد بعد ما خداحافظی کردیم و به پارک کو هسار رفتیم و عکس گرفتیم بعد به خونه ی ننه جون مادر پدر بزرگم رفتیم ان جا خیلی خوب وشلوغ بود و عمو مهدی وزنش از همه پذیرایی می کردند . عمو مهدی باباجون عمو عباس و عزیز و بابا به من عیدی دادند . بعد خدا حافظی کردیم و به خانه دایی احمد دایی عزیز رفتیم و ان جا هم کلی پذیرایی کردند و عیدی گرفتم شب به خانه امدیم و ماهی پلو خوردیم و عزیز وبابا جون و دایی احمد داداش مامان مهمان ما بودند بابا جون خسته بود زودتر رفت اما عزیز تا ساعت یکی و نیم ماند .
بعد از رفتن عزیز ما هم خوابیدیم