سلام بعد از مدتها نوشته ها ی من درباره تعطیلات عید اماده شده و قراراسا از امشب سفرنامه ام را بنویسم.

ما همیشه چند روز قبل از عید وسایل مون را جمع می کردیم و به مسافرت عید می رفتیم . این دومین عید بود که قرار گذاشته بودیم در لحظه تحویل سال در خانه بمانیم . برای همین وسایل سفره را خریدیم و منتظر ماندیم تا سال تحویل برسد . یکی دو ساعت قبل از تحویل سال اقای پدر گفت بهتر است هر کدام از ما یک طرح برای چیدن سفره را اجرا کنیم بعد هر کس از سه رای رای بیشتری کسب کرد همان را به عنوان چیدن اصلی اجرا کنیم .اول مامان چید و فقط یک رای خودش را به دست اورد بعد من چیدم دو رای  وبعد بابا چید که او هم دو رای اورد و من وبابا با هم به صورت مشترک سفره را چیدیم و با تحویل سال همدیگه رو بوسیدیم ودعا کردیم و خوابیدیم .

صبح روز بعد به منزل بابا جی رفتیم و قرار گذاشتیم سوم حرکت کنیم .