جشنواره مدرسه ی من
خانم معلم گفته بود هرکس لباس محلی داره بیاره اما همراه با اون غذای محلی هم باید داشته باشد .
من از بابا خواستم تا کبه درست کند کبه غذای مورد علاقه بابا است که عزیزجونم خیلی خوب درست می کند . اما چون شب بود اماکن اماده کردن غذا نبود . شب لباس محلی که امسال عید عمه ی عزیزم برام دوخته بود اماده کردم . صبح لباسم را برداشت و رفتم مدرسه زنگ اول درس خواندیم که ریاضی بود .
زنگ دوم رفتیم اتاق تکنولوژی و لباس های محلی مان را پوشیدیم و رفتیم در جایی که همه ی دختران ایرانی از همه جا بودند . بچه های کلاس های دیگر هم لباس زیبا داشتند کردی عربی گیلگی شمالی اذری زاهدانی غذا هم زیاد یکی از بهترین روز های مدرسه بود . همه از لباس من تعریف کردند ویکی ازدوستام گفت سارا لباس تواز همه خوشگل تر بود.وقتی از مدرسه امدم از مدرسه تا کاشانی برای باباتعریف کردم کلی خندید گفتم چرا می خندی؟گفت: مدرسه خوب همینه نه همش کلاس وریاضی