امروز ما به تیراژه رفتیم و با اقای پدر و مادر بودم . اول به فروشگاه ادیداس رفتیم که جنس های اصلی ادیداس را می فروشه و مامان یک شلوارک ادیداس خرید .

بعد به فروشگاه های اسباب بازی رفتیم انجا همان میز لوازم ارایش را دیدم و بابا گفت بریم بخریم وقتی رفتیم داخل از هایپر خیلی گرونتر می داد می گفت ۶۵۰۰۰تومان بعد به یک فروشگاه دیگه که بزرگ هم بود رفتیم همان را از هایپر کمتر می داد ۳۹۰۰۰تومان مادر خانمی گفت : اخه این چیه حتی روی صندلیش نمی تونی یک عروسک بزاری . اقای پدر سه چیز پیشنهاد کرد . اول یک تخته سیاه و تخته وایت برد که پایه هم داشت با قیمت۵۰۰۰۰ تومان دوم یک میکروسکوپ که اشیارا ۳۰۰بار بزرگتر می کرد با قیمت۶۵۰۰۰تومان و یک تلسکوپ که سطح ماه را هم با ان می شد دید که ۱۲۰۰۰۰بود اما من یک چیز دیگر را دیده بودم و فقط ان را می خواستم یک بی بی ناز که گریه می کرد می خندید اخم می کرد و خر و پف . پدر و مادرم هم خوشحال شدند و زود قبول کردند اگه گفتید چرا چون قیمتش ۲۹۰۰۰تومان بود .....ما به خانه امدیم ومن از ماشین که پیاده شدم خیلی زود به دوستام بی بی رانشان دادم و همه به نوبت او را بغل کردند .امشب می خواهم برایش اسم انتخاب کنم