سفره ابوالفضل دندان درد و زن دایی هایم
امروز عزیزم سفره ی ابوالفضل چیده بود و من ومامان خانمی هم اماده شدیم ورفتیم . امرو هردو زن دایی های من بودندو برای سفره ابوالفضل امده بودند. یکی از زن دایی های من عقد کرده و یکی هنوز عقد نکرده است . خاله ام وپسر خاله ام و همسایه عزیز جون و بچه ی همسایه و نوه اش هم بودند . خلاصه کلی مهمن داشتنند راستی خانواده زن دایی هایم هم امده بودند . یکی از زن دایی هایم که عقد نکرده اسمش گلناز و ان یکی که عقد کرده اسمش نسرین است . اسم هردوی انها زیباست .اسم یکی از دایی هایم که عقد کرده قاسم است و اسم اون که عقد نکرده علی است . زن دایی نسرین از اسم ابولفضل خیلی خوشش می امده و ان یکی از اسم یزدان اما الان بهترین اسم ها برایشان قاسم وعلی است .راستی امروز من دندان هم درد گرفت و یکجا تلافی مسواک نزدن هایم را در اوردم وانقدر مسواک زدم تا میکروبها را اواره کردم و دندونم خوب شد .