من و عید نوروز
این روز ها من منتظر دایی جونم بودم تا عکسهای سفر ربه ما بدهد اما هرچه صبر کردیم فعلن بی فایده بوده . از امروز کمی با شما از سفر نورزی خدم برای شما می گویم .
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:31 توسط سارا
|