چون ما سالی یکی دوبار به جنوب میرویم اسم شهرهای مسیرر ا خوب میدانم . بعد از قم به اراک رسیدیم و بدون تلف کردن وقت به سمت بروجرد راه افتادیم . بروجرد شهر زیبایی است و بگفته ی پدر کباب بروجرد مشهور است یک پارک کوهستانی هم دارد که دیدنش ضرر ندارد . به هر حال چون تقریبا تمام شهرهای مسیر را دیده اند به سمت خرم اباد حرکت کردند و در مسیر شهر کو چکی بود بنام معمولان در خروجی ان شهر چادر های عشایری خود نمایی می کرد . اقای پدر گفت این چادر ها از موی بز ساخته می شود و در فصل سرما گرم است ومانع نفوذباران به داخل میشوند ودر فصل گرما خنک . لباس زنان لر هم واقعا زبباست . به پیشنهاد من انجا توقفی کردیمزبان و از چادر نشینان دوغ محلی و چهار نان داغ تابه ای و جگر خریدیم. جایتان خالی خیلی خوشمزه بود تازه فهیمدیم که در فرحزاد چه چیزی را به نام دوغ محلی با قیمت زیاد به ما می دهند گریه.بعد از گپ زدن های اقای پدر با زنان و مردان لر و استراحت کوتاه به ادامه مسیر پردا ختیم . در راه پدر گقت : کو ههای پشت خانه ی ما یاد ت هست  ؟ من هم گفتم بله پدر جان پرسیدنامش چیست ؟ گفتم فکر کنم البرز پدر جان خنده کنان گفت افرین این هم دادش همان کوه است و نامش زاگرس است .  با من در ادامه همراه باشید

        من ومشک دوغ