شب عمو منصور سالن فوتبال اجاره کرد تا با اقای پدر و عمو ها و پسر عمو های فوتبال بازی کنند . اقای پدر کفش ورزشی نداشت . عمو استقلالی است  وبرای پدر کفش ولباس اختصاصی اورد و با طعنه و کنایه می گفت : اقای رونالدم بخاطر این کفش ها هم که شده خوب بازی کن ما اینجا ابرو داریم  و وقتی خوش می خندید همه می خندیند شب که شد راه افتادیم و عم منصور سر به سر بابا می گذاشت وبه او می گفت رونالدو من هم می گفتم نه خیر بابای من علی دایی است و عمو با خنده می گفت اره جون خودت ریش هاش مثل علی داییه و باز هم خند های تند تند او با عث خنده من میشد . به سالن رفتیم من به ورزشگاه ازادی و بازی تیم ملی رفته بودم  و با مادر خانمی هم زیاد به سالن ورزش رفتم اما اولین بار بود بازی جدی اقای پدر را میدیم . اوا و ابوالفضل وعلی هم بودند و بازی شروعرا کردند  بازی عمو مهدی خیلی خنده دار بود اما اقای پدر سه گل زد و هر سه گل را با اشاره دست و بوس به من تقدیم کرد . عجب شب ورزشی خوبی بود  حیف اقای پدر مصدوم شد و تا الان هست