من امتحان ریاضی را دادم فکر کنم نزدیک به بیست شوم . از مدرسه ی  خودم به مدرسه مادر خانم رفتم . به مادر خانمی گفته بودم که وارد کلاس او نمی شوم . اما اولین نفر به کلاس رفتم .

بعد به خانه بابا جون رفتیم . من شب خونه ی بابا جونم خوابیدم . فردا امتحان دیکته دارم . یک دیکته از لغت ها پنج صفحه ای مادر خانمی گفته است. کلی خودم تمرین کردم . امشب هم بعد از اینکه از مرکز خرید بوستان بر گشتم اقای پدر یک دیکته سه صفحه ای به من گفت . خدایا کمک کن فردا دیکته بیست شوم ابوالحسن صدیقی را اشتباه نوشتم آقای پدر ۱۹ داد .

سارا نوشت