یک یا دو روز از کارنامه گرفتنم نگذشته بود که با آقای پدر و مادر خانمی برای خرید دو چرخه راه افتادیم . اول قرار بود به باغ فیض برویم اما در میان راه مادر خانمی گفت : به گمرک برویم . گمرک در جنوب شهر قرار دارد . برای رسیدن به انجا از تونل تو حید که خیلی خیلی طولانی است رد شدیم . به گمرک که رسیدیم بار کردنی نبود هر جا نگاه میکردی دوچرخه بود . خلاصه من یک دوچرخه سفید انتخاب کردم. با بوق و وسایل اضافی شد ۸۵۰۰۰تومان .

خوشحال وخندان دو چرخه را آوردم و به پیشنهاد مادر خانمی به جمهوری رفتیم . در خیابان جمهوری پشت چراغ قرمز یک نیسان جلوی چشم پلیس از عقب به ماشین ما زد خیلی چیزی نشده بود فقط یک طرف سپر از جا کنده شد و بابایی به اون اقا گفت بروید .

بعد مادر خانمی دنبال یک ساعت گشت ساعتی را پسندید اما چون فروشنده هیچ تخفیفی نمی داد نخرید . مادرم همیشه اینجوری است از فروشنده هایی که یک کلام هستند خرید نمی کند .

جای پارک که پیدا کردیم آقای پدر گفت دو چرخه را می برند و چون در صندوق عقب هم جا نمی شد فرصتی شد تا من با دوچرخه در خیابان شلوغ جمهوری دو چرخه سواری کنم .

بعد به پاساژ پردیس رفتیم و یک میز برای تی وی خریدیم . شب ساعت ۱۰ شده بود که به خونه رسیدیم.