یه گزارش و یه آزمایش
تقریبا یک ماه بصورت منظم ما مهمان داشتیم البته مهمانها تغییر می کردند . که مهم ترین انها باباجون و عزیزم بودند . اقای پدر عزیز و بابا جون را به دکتر قلب کلیه ارتوپد داخلی چشم برد و ازمایشات کامل وسونوگرافی و عکس از انها گرفت و خلاصه به روش هرسال یا هر دوسال یکبار انها را چک اپ کرد و مانند سال قبل مشکل فقط چشم عزیز جون بود که اب مروارید اورده و او علی رغم اصرار های اقای پدر جهت عمل گفت هر موقع خودش تشخیص داد تن به عمل می دهد . یک کار جالب این بود که :
اقای پدر چشم سالم عزیز را مانند دزده ای دریایی بست و به او گفت برو قندان را پیدا کن یا راه برو اقای پدر می خواست به عزیز بگه که شما با یک چشم فقط میبینید اما نتیجه جالب بود : عزیز مانند قرقی هر کاری که اقای پدر می گفت انجام داد ![]()
و این نقشه هم برای راضی کردنش به عمل نقش بر اب شد.![]()
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 15:8 توسط سارا
|