خدارا شکر امتحان هایم تمام شد و نفس راحتی کشیدم . و می توانم کمی بخوابم چند روز بعد خانم اموزگار مهربانم ورقه های دیکته /ریاضی/و نقاشی را داد وگفت : بچه ها ورقه هایتان را مرتب کنید و نمره هایتان را نگاه نکنید چون می خواهیم : کارنامه که می دهیم برای پدر ومادرتان سوپرایز بشود . بعد من وقتی خانم اموزگار رفت که ورقه ای میز های بعدی را بدهد من یواشکینگران و هول هولکی نگراننمره هایم را نگاه کردم و باز هول هولکی انهارا سر جایشان گذاشتم . خانم اموزگار به من شک کرد و بعد بلند گفت : ای سارای ناقلا و همه بچه ها و خانم معلم خندیدندقهقهه .حالا به قول بابا وقتت اینرنت بازی تمام است  .

خدا حافظ تماس فرت  

راستی  : خاله نازنین هنوز به من نگفتی معنای برگ بی برگی چیست ؟؟

راستی : چشم به راهیم تهران اینجوری   snowingsmile.gif : 90 par 78 pixels.    بشه