یک شب با تا به تا و بنجی
شب بعد از کمی ماندن در جشن کوچه با اقای پدر و مادر خانمی و دوتا از دوستان مادر خانمی به پارک پروراز رفتیم . انجا خیلی شلوغ بود و هوا خیلی عالی بود زیر انداز پهن کردیم و تا به تا هم همراه ما بود . کمی با تا به تا بازی کردم که چند نفر از بچه هایی که انجا بازی می کردند دور تا به تا جمع شدند و می خواستند او را بغل کنند ونازش کنند من هم اجازه دادم که همه او را بغل کنند و ناز کنند .
بعد یک توله سگ خیلی خیلی ناز از خانواده ای دیگر برای دیدن تا به تا امد اسم سگ بنجی بود و ۵ روزش بود خیلی ناز بود اما به تا به تا نمی رسید .بعد همه بنجی را بغل کردند .
هندونه خوردیم و چایی و کلوچه و من ودوستانم رفتیم بازی و اقای پدر و مادر خانمی و دوستاش با هم والیبال بازی کردند . ساعت نزدیک ۱ سد که خونه اومدیم .


این هم بنجی دوست تابه تا
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:7 توسط سارا
|