پنج شنبه بعد از ظهر
بعد از ظهر با مادر خانمی و پاندا (حسین پسرخاله ام) به پارک رفتیم . با تا به تا و پاندا کلی سر سره بازی کردیم .راستشو بخواید من بیشتر با تا به تا بازی کردم . روی چمن ها نشستیم پاندا کفش هایش را ازپا در آورد و روی چمن ها شروع به بازی کردیم . واز روی سر سر های سیمانی پایین امدیم .
تا به تا از بازی ما استفاده کرد ورفت در یک سوراخ قایم شد و کلی دنبالش گشتیم .بعد به خانه خاله رفتیم همه ی وسایل را در کارتن گذاشته بودند اخر یک خانه بزرگتر خریده اند ومی خواهند جا به جا شوند . در اتوبان حسین به مادر خانمی گفت : خاله تند برو یک کم پلیسی برو من خووووووشم میاد .بعد که مامان کمی تند رفت گفت : تند برید من حالم بد میشه بالا میارم .
خونه خاله با کامپیوتر بازی کردیم .خاله شام گذاشت ومادر خانمی رفت دنبال اقای پدر و با هم برگشتند . در مسیر برگشت اقای پدر صدای ضبط را زیاد کرد و مامان و عزیز و من هم دست می زدیم .
دیشب ساعت ۲ خوابیدم .